گالری تصویر

MUS--noorollah momen nejad
S-EL--music-aladin
el--Shamirza_morady
izeh-ali Hafezi- ni
mus- os-aladin
mus- tushmal2
mus--EIZEH-OS M A NEJATI-
mus--sar lak sina
mus-dawar-gardun vali pur
mus-hoshang chartangi
music-dawar- gh ghanbari-1391

آمارسایت

دانشنامه فرهنگ و هنر قوم بختیاری : چیستی و چرایی؟

این دانشنامه با هدف شناخت و شناساندن فرهنگ و هنر قوم بختیاری پی افکنده شده،می رود تا گامی دربازنمایاندن رازها و رمز های فرهنگ این سرزمین باشد.
نسل امروز ما باید بدانند : که ایمانا کی بیدیم و سی چه، چی نو، وا بی !!؟.......
از بس ننوشتیم ،خونبهای خدمتمان به نام دیگران! ثبت شد .چرا ننوشتیم... چرا ننویسیم ؟!
چرا ننویسیم ،جوانان ماباید بدانند:...می شود دو باره  سردارها و سعدی هایمان در کهکشان فرهنگ گیتی بدرخشند...این وبگاه که گلچینی از این دانشنامه بزرگ است با این باور،هشتمین سال آغازِ کارخود را جشن می گیرد (1394/4/4 ).

بخش های وب سایت WWW.DAWAR.IR
بانک زندگی نامه و آشنایی با آثار چهرگان و نخبگان قوم بختیاری
بخش آرشیو عکس و اسناد و فیلم قوم بختیاری  (ایجاد آرشیوی با 12000 عکس  و فیلم )
راه اندازی بانک کتاب و مقالات  واسناد بختیاری
بخش شعر و ادب بومی بختیاری (جمع آوری بیش از 5000 بیت از شعرهای بومی )
فرهنگ جامع واژگان  و زبان بختیاری و فرهنگهای واژگان ویژه
بخش آوا ها و نوا های سرزمین بختیاری (موسیقی)
بخش آفرینه های هنری بختیاریان (سازه های فلزی وسنگی و سفالی و هنر بافته ها و دوخته ها)
بخش ثبت مستندات بختیاری –B.D.P- (ثبت و ساماندهی آثار هنری و قلمی فرهیختگان بختیاری)
بخش تاریخ و میراث فرهنگی  سرزمین بختیاری ()و....امروز این وبگاه به جایگاهی رسیده که علاقمندان فرهنگ و تمدن قوم بختیاری ، اطلاعات و مقالات و آثارشان را باری ارائه به آن واگذار کرده و یا از آن می طلبند. 

  ما تشی وا کردیم  ایسا، بلازس بکنین... مدیر سایت : الف – مقصودی

 
 
 

ساواره شعرو ادب قوم بختیاری-انجمن ادبی

سایه ساری برای پرداختن به شعرو ادب بختیاری
  1. آیا فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین زبان وجود خارجی دارد؟

    آیا فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین زبان وجود خارجی دارد؟

    در این نوشتار به بررسی چند باور غلط در مورد زبان می‌پردازیم. به گفته‌های زیر توجه کنید:

    • آرش: زبان فارسی از زبان عربی برتر است چون زبان عربی واج‌های پ، ژ، گ، چ را ندارد.
    • یاشار: زبان ترکی از فارسی برتر است زیرا در فارسی واژه «شیر» به سه معنی مختلف بکار می‌رود در حالی که ما برای تمام آنها در ترکی لغت داریم. شیر جنگل: اسلان. شیر خوراکی: سوت. شیر آب: شیر. از این گذشته، فارسی زبان نیست بلکه لهجه‌ای از زبان عربی محسوب می‌شود.
    • صادق: زبان عربی کاملترین زبان دنیاست زیرا هم تمایز بین مذکر و مونث را دارد و هم علاوه بر مفرد و جمع، مثنی را نیز در سیستم شمارش خود دارد.
    • سارا: زبان فرانسه زیباترین زبان دنیاست و زبان عشق است.
    • مریم: اینکه زبان انگلیسی زبان جهان شده است کاملا به حق است زیرا برای هر چیزی کلمه‌ای دارد و یاد گرفتنش هم راحتتر از آلمانی یا چینی یا … است.
    • احسان: بلوچی، کردی، سمنانی، گیلکی، ترکی و … زبان نیستند بلکه فقط گویش هستند.
    • علی: اصفهانی زبان نیست بلکه لهجه است.

    همه ما چنین حرفهایی را شنیده و شاید خودمان نیز گفته باشیم. ممکن است تعجب کنید اما تمام این حرفها اشتباه هستند و بیشتر حرفهایی عاطفی یا ملی‌گرایانه هستند تا علمی و صحیح. اول بگذارید تعریفی از «زبان» ارائه دهیم و سپس در ادامه به بررسی این سخنان بپردازیم.

    زبان، که موضوع مطالعه علم زبان‌شناسی (linguistics) است، قابلیتی زیستی مختص به انسان بوده که پس از جهشی ژنتیکی در انسان بوجود آمده است. به باور نوآم چامسکی (Noam Chomsky) استاد دانشگاه MIT این جهش ژنتیکی انسان را دارای قابلیتی به نام ادغام (merge) کرده است که بر طبق آن انسان توانسته فکرهای ترکیبی بسازد. (ادغام، پایه‌ای‌ترین اصل محاسباتی تمام زبان‌های طبیعیست که بر طبق آن دو عنصر X و Y با هم ترکیب شده و گروه Z را میسازند و Z نیز به نوبه خود با عنصری دیگر ترکیب شده و الی آخر.) قابلیت زبان (ادغام)  قاعدتا قبل از سفر ابتدایی انسان (حدود ۶۰ هزار سال پیش) از آفریقا به نقاط دیگر روی داده است زیرا تمام انسان‌های جهان دارای قابلیت زبانی‌اند. انسانها احتمالا تا تکامل و مناسب شدن اندام‌های گویایی (پیچیدگی لب‌ها، پایین آمدن حنجره و بوجود آمدن حلق، صاف شدن دندان‌ها و …) از اشاره دست برای برون‌ریزی زبان استفاده می‌کرده‌اند؛ اما بعدتر که توانستند با کمک اندام‌های گویایی از سیستم صوتی برای برون‌ریزی زبان استفاده کنند آن را به اشاره ترجیح دادند زیرا انرژی کمتری می‌طلبد و در تاریکی شب نیز قابل استفاده است. احتمالا موتاسیون به موقع ژن FOXP2 انسان را قادر ساخت که بتواند زبانش را تکلم کند. (ژن FOXP2 را ژن زبان می‌شناسند. اختلال این ژن اولین بار در یک خانواده ساکن جزیره انگلیس شرح داده شده است. این ژن برای توسعه طبیعی توان‌های دستور زبانی و سخن گفتن لازم بوده و کنترل حرکات ضعیف حنجره نیز به کار این ژن مربوط است. اختلال در این ژن باعث این موارد می‌شود: اختلال در پردازش کلمات، اختلال در فهم ساختار جملات پیچیده، عدم توانایی در گفتار قابل فهم، اختلال قدرت در حرکت دادن دهان و صورت [غیر کلامی] و بی‌حرکتی نسبی پایین صورت و دهان، به خصوص لب فوقانی و ضریب هوشی پایین در جنبه‌های گفتاری و غیرگفتاری.)

     

    با توجه به مطالب بالا، ترکی، فارسی، انگلیسی، عربی و … همگی بروزهایی از قابلیت زبانی بشر هستند. پس در اینجا واژه “زبان” دارای دو معنی شد: زبان به معنی قابلیت زیستی و زبان به معنی هرکدام از بروزهای این قابلیت زیستی (ترکی، فارسی، آلمانی و …) که توسط سیستم صوتی و اشاره‌ای و … موجود است. هر کدام از این بروزها ویژگی‌های خاص خود را دارند که به آن‌ها اصطلاحا ویژگی‌های رده‌شناختی (typological) می‌گویند. مثلا برخی زبانها تمایل دارند که هر چه بیشتر مفاهیم را بصورت فشرده در یک کلمه بگنجانند که نامشان زبانهای ترکیبی (synthetic) است. برخی دیگر برعکس تمایل دارند مفاهیم را به صورت مجزا در کلمات مجزا و جدا جای دهند که نامشان زبان‌های تحلیلی (analytic) است. جالب این که رده یک زبان در طول زمان از انواع مختلف ترکیبی به تحلیلی و بالعکس تغییر می‌کند و این روند به صورت دوری ادامه دارد. هر کدام از زبان‌های بشری، یک سری مفاهیم را صورت‌بندی (formalize) می‌کنند و یک سری را نمی‌کنند. مثلا فارسی و ترکی نشانه مفعول را صورت‌بندی می‌کنند – سعید مارال را دید – سعید مارالی گوردی – «را» و «ی» برای نشان دادن مفعول استفاده شده‌اند. این در حالیست که انگلیسی نشانه‌ای برای مفعول صورت‌بندی نمی‌کند: Saeed saw Maral همان طور که ملاحظه می‌کنید Maral هیچ نشانه مفعولی ندارد و فقط از روی ترتیب واژه‌ها در جمله می‌توان فهمید که Maral مفعول جمله است.

    حال به بررسی سخنان افراد فرضی مذکور میپردازیم:

    اشتباهی که آرش دارد این است که گمان می‌کند تعداد بیشتر واج نشان دهنده بهتر بودن زبان است. از این گذشته طبیعتا عربی نیز واج‌هایی (حلقی) دارد که فارسی فاقد آن است.

    اشتباهی که یاشار دارد این است که گمان می‌کند چون واژه هم‌نام (homonym) «شیر» در فارسی به سه معنی مجزا اشاره دارد و در ترکی این سه مفهوم با سه واژه مختلف صورت‌بندی می‌شود ،پس ترکی از فارسی برتر است. واژه‌های همنام در هر زبانی موجود هستند. این واژه‌ها از یک ریشه نیستند و در طول زمان تشابه تصادفی پیدا کرده‌اند وعموما حاصل قرض‌گیری واژه از زبان‌های دیگر هستند. مثلا در ترکی واژه «قیرخ» به دو معنی «بتراش» و «چهل» به کار می‌رود. اشتباه بعدی یاشار این است که وی گمان می‌کند چون واژه‌های زیادی از زبان عربی در زبان فارسی موجود است پس فارسی لهجه‌ای از عربی است. اما این وضعیت صرفا قرض‌گیری واژه است و در تاریخ بسیاری از زبان‌ها اتفاق افتاده است. مثلا انگلیسی در زمانی که تحت تسلط نورمن‌ها بود، واژگان بسیار زیادی را از فرانسوی قرض‌گیری کرد. ترکی واژگان بسیاری را از فارسی و عربی قرض‌گیری کرده است. اما قرض‌گیری هرگز به این معنی نیست که زبان قرض‌گیرنده لهجه‌ای از زبان قرض‌دهنده بشود. یعنی صرفا به دلیل قرض‌گیری، نمی‌توان گفت انگلیسی لهجه‌ای از فرانسوی، فارسی لهجه‌ای از عربی و ترکی لهجه‌ای از فارسی است!

    اشتباه صادق در اینجاست که گمان می‌کند اگر زبانی مفاهیم دستوری همچون جنسیت مذکر/مونث و شمار مفرد/مثنی/جمع را صورت‌بندی کند پس کامل‌ترین زبان دنیاست. دو نکته در این مورد قابل تذکر است: اول اینکه پیچیدگی در بخش‌های خاصی از دستور، همراه با سادگی در بخش‌های دیگر است زیرا زبان بشر سیستمی اقتصادی بوده و پیچیدگی در همه بخش‌های خود را مجاز نمی‌داند. دوم اینکه زبان‌ها در طول زمان تطور و تغییر پیدا می‌کنند و صورت‌هایی که داشتند را از دست می‌دهند و دارای صورت‌های جدیدی می‌شوند. مثلا اسم وصفت در زبان‌های ایرانی باستان دارای سه جنس مذکر، مونث و خنثی و سه شمار مفرد، مثنی و جمع بودند. واضح است که فارسی امروزی، سه جنس دستوری مذکور و شمار مثنی را از دست داده است. همان طور که قبلا اشاره کردیم، رده زبان‌ها در طول زمان تغییر می‌کند و مثلا فارسی هر چه بیشتر زبانی تحلیلی می‌شود.

    اشتباه سارا در اینجاست که بحث از زیبایی می‌کند و این در حالیست که اولا تعریف دقیقی از معیار زیبایی‌اش ارائه نمی‌دهد و دوما هرکس ممکن است زبان خود را زیباترین زبان جهان بداند. واضح است که این نوع سخن، اصلا و ابدا علمی نیست.

    اشتباه مریم در اینجاست که گمان می‌کند اگر زبانی برای هر چیز کلمه‌ای داشته باشد، این خاصیت به خود زبان برمی‌گردد. درحالی‌که این نه ویژگی زبان انگلیسی، که ویژگی جامعه انگلیسی زبان‌هاست. کشوری که دارای قدرت اقتصادی و سیاسی بالایی باشد، علم و صنعت نیز در آنجا رشد می‌کند و نیاز به بوجود آمدن واژه‌های نو افزایش می‌یابد. انتخاب یک زبان به عنوان زبان جهان و یا به عنوان زبان رسمی یک کشور، دلایل کاملا سیاسی و غیرزبانی دارد. در قسمت دوم، مریم می‌گوید یاد گرفتن انگلیسی از زبان‌های دیگر راحتتر است. راحت بودن یا سخت بودن زبان دوم، گذشته از برخی استعدادهای فردی، بستگی به زبان مادری (زبان اول) فرد دارد. به عبارت دیگر، سختی یادگیری، امری نسبی است و نمی‌توان گفت زبانی خاص سخت یا راحت است. مثلا زبان چینی از نواخت (tone) برای تمایز معنا در واژه‌ها استفاده می‌کند در حالی که فارسی و انگلیسی این امر را در خود ندارند. پس می‌توان گفت یک فارس زبان حداقل به هنگام یادگیری نواخت چینی به مشکل برخواهد خورد.

    اشتباه احسان و علی در اینجاست که هنوز مفهوم زبان را درک نکرده‌اند. تمامی گونه‌های زبانی مورد استفاده در جهان «زبان» هستند. همان طور که گفته شد، «اشاره» نیز زبان است. تمامی این‌ها بروزهایی از «قابلیت زیستی زبان» انسان هستند. هنگامی که یک کشور شکل می‌گیرد و مرزبندی سیاسی انجام می‌شود، برای اینکه مردم نقاط مختلف کشور بتوانند منظور یکدیگر را بفهمند نیاز است که از زبانی واحد استفاده کنند. در ابتدا زبان (یا زبان‌هایی) به عنوان زبان رسمی انتخاب می‌شود که همان طور که گفته شد این انتخاب هیچ‌گونه دلیل زبانی ندارد بلکه کاملا غیرزبانی (سیاسی و …) است. سپس با ملاک قرار دادن زبان رسمی، اگر گویندگان زبانی نسبت به گویندگان زبان رسمی فهم‌پذیری متقابل (mutual intelligibility) داشته باشند بدین مفهوم که هر کدام با استفاده از زبان خودشان بتوانند بدون مشکل حرف یکدیگر را بفهمند، آنگاه گوییم آن دو زبان تفاوت گویشی/لهجه‌ای دارند. اگر تفاوت در حد فقط آوایی باشد اصطلاحا تفاوت لهجه‌ای است و اگر تفاوت علاوه بر موارد آوایی، موارد ساختاری و واژگان مختلفی را نیز شامل شود، تفاوت گویشی خواهد بود. اگر گویندگان یک زبان نسبت به گویندگان زبان رسمی نتوانند حرف یکدیگر را بفهمند آنگاه گوییم آن دو تفاوت زبانی دارند و اصطلاحا دو زبان مجزا هستند. با این تفاسیر، نسبت به زبان رسمی ایران که فارسی گونه تهرانی است، بلوچی، سمنانی، ترکی، کردی زبان مجزا محسوب می‌شوند زیرا با فارسی تهرانی، فهم‌پذیری متقابل ندارند. اما یزدی نسبت به تهرانی، گویش محسوب می‌شود زیرا فهم‌پذیری متقابل دارند.

    تهیه مطلب : سعید استارتر

    منابع:

    دبیرمقدم، م. (۱۳۹۲) رده‌شناسی زبانهای ایرانی. جلد اول. تهران: سمت.

    رضایی باغ‌بیدی، ح. (۱۳۸۸) تاریخ زبانهای ایرانی. تهران: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.

    کیمیایی اسدی، ت. (۱۳۸۹) خلقت و تکامل مغز و روان. تهران: نگاه معاصر.

     Chomsky, N. & McGilvray, J. (2012) The Science of Language: Interviews with James McGilvray. UK: CUP

  2. نقش برجسته دخمه برد گوری جنگه، در دشت سوسن شرقی- ایذه
    همشهری آنلاین:
    نقش برجسته دخمه برد گوری جنگه، در دشت سوسن در حدود 15 کیلومتری روستای سر راه سعیدی و 40 کیلومتری شمال شهرستان ایذه در استان خوزستان قرار دارد.

    این نقش برجسته حدود 200 متر با دخمه دز فاصله دارد. دو دخمه در این بردگوری وجود دارد که هر یک دارای نقش برجسته هستند.
    در سمت چپ، راست و بالای ورودی دخمه الف تصاویری در سه ردیف از بالا به پایین و از چپ به راست دیده می‌شود.

    نقوش ردیف اول بالای ورودی دخمه، نقش ایزد که حلقه‌ای در دست دارد و پادشاه که به صورت لمیده برتختی دراز کشیده است. ردیف دوم دو نفر سمت چپ و راست ورودی دخمه به صورت قرینه دیده می‌شوند که در دست هر یک روبان یا ریسمانی است. ردیف سوم دو نفر سمت راست ورودی دخمه نقش شده‌ا‌ند .نفر سمت راست به شکل تمام رخ که روی صندلی نشسته، احتمالا یک روحانی محلی است.

    در ردیف اول تصویر پیر نماینده میترا در زمین به صورت سه ربع که در دست راستش حلقه‌ای را به سوی شخصی که برتخت دراز کشیده جلو آورده است. لباس او ردایی بلند با آستینی که دارای خطوط موازی در امتداد هم است.

    خطوط لباس او بسیار شبیه نقش اردوان پنجم در لوح سنگی شوش است. این فرد دارای کمربند نواری شکل و ساده است که قابل مقایسه با کمربند کاهن پالمیری در نقاشی دیواری در دورااروپوس می‌باشد.

    نقش برجسته دخمه برد گوری جنگه در سال 1970 توسط کلایس شیپ من در منطقه تی سی یون(مهرنان) سوسن کشف شد.

  3. رایزن فرهنگی ایتالیا : آثار باستانی ایذه از نقش رستم کمتر نیست
    رایزن فرهنگی ایتالیا در گفت‌وگو با فارس: آثار باستانی ایذه از نقش رستم کمتر نیست رایزن فرهنگی ایتالیا در ایران عدم توجه و تبلیغ به مسئله گردشگری در شهرستان ایذه را دلیل گمنامی آثار باستانی این شهر دانست و گفت: آثار باستانی این منطقه از نقش رستم کمتر نیست. خبرگزاری فارس: آثار باستانی ایذه از نقش رستم کمتر نیست پروفسور کارلو ج‌چرتی در حاشیه سفر به شهرستان ایذه، عصر امروز در گفت‌و‌گوی اختصاصی با خبرنگار فارس در این منطقه اظهار کرد: با نام و تمدن این شهر، سال‌ها پیش در کتاب‌های بستر‌شناسی و تاریخی، به‌عنوان یکی از پایتخت‌های کهن ایران آشنا شده‌ام. وی افزود: چند سال پیش، یکی از اساتید دانشگاه‌های ایتالیا از طرف جعفر مهرکیان، رئیس موسسه کاوش‌گری آیاپیر به ایذه دعوت شد، من نیز تصمیم به این گرفته تا روزی از آثار بی‌نظیر ایذه دیدن کنم. رایزن فرهنگی ایتالیا در ایران ادامه داد: از سمت استان چهارمحال‌و بختیاری به سمت ایذه، تغییرات آب و هوایی این مناطق برای من نشان از کوچ مردمی بود که در طول هزاران سال از این مناطق به‌عنوان مکان‌های فصلی استفاده کرده‌اند و یادآور تاریخ و رسم کوچ دوره عیلامی در میان مردم بختیاری منطقه بوده است. ج‌چرتی با بیان اینکه بعد از روزگار کوچ، شهرنشینی در این منطقه به‌وجود آمد گفت: وقتی از بلندی‌های دشت ایذه به این شهر وارد می‌شدم، به واسطه کشاورزی قوی و آب و هوای معتدل، نشانی از تمدن چند هزار ساله در جلو چشم من ظاهر شد. *سفر به همراه خانواده... وی اضافه کرد: من و خانواده‌ام بعد از ورود به این شهر برای دیدن آثار چند‌ هزار ساله عیلامی به اشکفت‌سلمان و کولفرح رفته و علاوه بر بازدید از این آثار و دیدن سنگ نوشته خنگ اژدر به محل کار تیم کاوشگری ایران و ایتالیایی در منطقه شمی رفته و کار آنها را از نزدیک مورد بررسی قرار داده‌ام. این مسئول فرهنگی سفارت ایتالیا با پرداختن به چگونگی کشف معبد عیلامی در منطقه شمی خاطرنشان کرد: چندین سال پیش در زمان کشف مجسمه شاهزاده اشکانی در این منطقه، یک باستان‌شناس انگلیسی به این مکان آمده بود و تحقیقات وی نشان از وجود یک تمدن عظیم در این محل را داشته است. وی ادامه داد: سال‌ها بعد به دنبال این نظریه، دکتر جعفر مهرکیان و تیم کاوشگر ایتالیایی در این منطقه موفق به کشف این معبد بزرگ شدند. این مقام سیاسی ـ فرهنگی کشور ایتالیا با بیان اینکه ایذه در روزگار قدیم یک پایتخت مهم فرهنگی بوده است خاطرنشان کرد: این شهر در زمینه‌های گردشگری هم می‌توانست مهم باشد ولی در ایذه، توجه به گردشگری و مسائل توریستی فعالیت بسیار کم و ضعیفی صورت گرفته است. ج‌چرتی در راستای این توضیحات ادامه داد: اگر در آینده در این شهر یک هتل ساخته شود و به مسائل جاده‌ای برای رفع مشکلات آن پرداخته شود، آینده بهتری برای جذب توریست در ایذه قابل پیش‌بینی خواهد بود. *تبلیغات تاریخ‌شناسی صحیح و کافی نیست وی اظهار کرد: من به‌واسطه اینکه یک تاریخ‌شناس بوده‌ام از نام و تاریخ شهرستان ایذه خبر دارم و تعداد زیادی از هموطنان تاریخ‌دوست من، حتی نام ایذه را به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان به گوش خود نشنیده‌اند. ج‌چورتی افزود: این منطقه به دلیل تبلیغات ضعیف، عدم توجه به معرفی آثار آن و جذب گردشگر در شهرستان، هنوز برای تاریخ دوستان ناشناخته مانده است. این تاریخ‌شناس با اشاره به اینکه آثاری که در ایذه وجود دارد از نقش رستم کمتر نیست افزود: ایذه به‌واسطه داشتن مناطق گردشگری فراوان و طبیعت خاص می‌توانست در زمینه‌های تبلیغ جهت جذب گردشگر و سرمایه‌گذار، بسیار قوی‌تر و فعال‌تر باشد و شمی می‌توانست به‌عنوان یکی از مناطق باستانی در جهان معرفی شود. *ورود ایذه به پایگاه‌ها و جشنواره‌های معتبر خارجی ج‌چرتی با بیان اینکه پایگاه‌ها و جشنواره‌های معتبر خارجی زیادی وجود دارد که به آثار باستانی می‌پردازند خاطرنشان کرد: مقالات و فیلم‌های مستند متعدد در مورد آثار ایذه باید به این جشنواره‌ها ارسال شود تا نام این شهر در ردیف شهرهای جهانی قرار گیرد و لازم است که این شهر به جهانیان معرفی شود. وی تعامل با دانشکده‌های تاریخ‌شناسی و باستان‌شناسی خارجی برای معرفی و پرداختن به مسائل گردشگری را یکی از راهکارهای مثبتی دانست که دانشگاه‌های ایذه می‌توانند از طریق ارسال درخواست برای آنها اقدام کند. *لزوم فراهم آوردن امکانات پذیرایی و هتل مناسب این مقام ایتالیایی در ایران پیشرفت گردشگری ایذه را در دو عامل مهم دانست و افزود: فراهم کردن امکانات پذیرایی و هتل مناسب یکی از معیار‌های این هدف است زیرا، گردشگران خارجی که به آثار شهرهایی چون ایذه، شوش و شوشتر مراجعه می‌کنند به ناچار باید به هتل خود در اهواز برگردند و این کار باعث می‌شود تمام هزینه‌های آنها در اهواز خرج شود. وی، وارد کردن نام ایذه و معرفی آثار این شهر را در لیست تورهای خارجی به واسطه انجام رایزنی، از دیگر عوامل مهم برای جذب گردشگر خارجی دانست. ج‌چروتی در پایان با اشاره به اینکه در تاریخ از مهمان‌نوازی مردمان بختیاری خوانده بودم افزود: از اینکه شخصا با این موضوع برخورد داشته‌ام بسیار خوشحالم و امیدوارم بار دیگر به این شهر متمدن سفر کنم. -

  4. «هَل هَل گرگ چمبری »هَل هَل ---نویسنده :اسدالله اسدی
    «هَل هَل گرگ چمبری »هَل  هَل 
    «هَل هَل گرگ چمبری »هَل  هَل 
    «به خدا که نِهلم نیبَری »هَل هَل 
    خاک ولاتم  چی طلا یه ، هل هل
    شوبرَکم ،  پشت کلایه ، هل هل 
    کرگَل   ایلم  ،   همه   سر دیارن
    رهنه   ایپاهِن   چیکه    خَو بیارن 
    درگِل   ایل   چی   عسل   کنارن 
    کِل   بساکی  ، به   لَووا    دِ رارن
    دهدَر  نگو ، مهی به  لاشِ  کارون
    کرگَلمون   چی  شیر  زردِ   قارون
    دی  نَترَی  چَنگ  بووَنی  و میشم
     فِرگ  بکنی  ،  وِ   روزگارِ   پیشم
    ایچو   پیایَل  ،  شو  و  رو  ،  بیارن
    شیرون   زردم  ،  دَمِ   بیشه  زارن
    بوپودو ه  ،   شیرون   سینه  چاکم 
    کس   نَترَه   پا   بِنه    مینِ   خاکم 
    گرگ سیاه  ، پِنگ نَونَی به  میشم
    نِهنگ نَوی  به مَشکِ دو و خویشم
    .
    پِنگتِه   ،   ایبرم   ،   زَنم  به  دیفار
    سرت کنم   ،  مِلِت زنم  به   تَمدار
    وِریس  و  گِرچین   ز   مِلت  ایبافم
    پَهرو   زَنم   ،   پوسِته  ،  وِ  لحافم
    نه خوم  خووم نه میشگَلم نه دیون
    لِوَهر ایپاهِن  شو  سه ،  دو چوپون
    گدشت   ایومی  که  کمان  ایدردی
    تیله یَلت   وا   بره   ،  سیر  ایکردی
    گدشت و   وا   ،  خَو  بره یَل  بِوینی
    چِنگ و پلِنگِت   ،  دی  بریزه   خینی
    شنگول  و  منگول  مو  ، دی  عاقلن
    وا   حبه   انگورم   ،  همه  ،  کاملن
    سی دی   ،  حیله  بازیات   رسیدن 
    هردو سه تا  سون   ،  کِلکاتِه  دیدن
    دل  بِنِه   دلدون  ، که  شِکالِت   اَوِن 
    تیکه ی  چربِ   ،  کوم و   چالِت  اون
    اوگو    گِرونه   ،   بزنی   وِ   دستات
    تا   که    اَوِن   مثال   رنگ   خَستات
    رَهتِه   بِگر   برو   به   که   و   جنگل
    گرگ  که  نَوا   ،   بووِه  کَنه   و  انگل
    رهته  بگر  برو   به  دشت  و  کهسار 
    روزی  یِت  ،   ایرَسه   ،  خدا   نِیَهدار

    9شهریور نودوسه
  5. بزرگداشت روز جهانی کودک در یکی از مدارس با همت هنرمندان ایذه ای ساوار
    بزرگداشت روز جهانی کودک در یکی از مدارس نمونه ایذه

    جشن شعر و موسیقی با همت هنرمندان ایذه ای ساوار با اجرای شعر کودکانه «کوگ و غلا »و دیگر برنامه های متنوع برگزار شد...

ورود به سایت

تازه‌های دانشنامه

حدیث

حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلّم : إنَّ العبدَ لَيَرفَعُ يَدَهُ إلى اللّه ومَطعَمُهُ حَرامٌ ، فكيفَ يُستَجابُ لَهُ وهذا حالُهُ ؟! همانا بنده دستش را (براى دعا) به درگاه خدا بالا مىبرد در حالى كه خوراكش حرام است ؛ با چنين حالى ، چگونه دعايش مستجاب شود ؟. إرشاد القلوب : 149 منتخب ميزان الحكمة : 196

حاضرین در سایت

ما 42 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم