گالری تصویر

MUS--noorollah momen nejad
S-EL--music-aladin
el--Shamirza_morady
izeh-ali Hafezi- ni
mus- os-aladin
mus- tushmal2
mus--EIZEH-OS M A NEJATI-
mus--sar lak sina
mus-dawar-gardun vali pur
mus-hoshang chartangi
music-dawar- gh ghanbari-1391

آمارسایت

دانشنامه فرهنگ و هنر قوم بختیاری : چیستی و چرایی؟

این دانشنامه با هدف شناخت و شناساندن فرهنگ و هنر قوم بختیاری پی افکنده شده،می رود تا گامی دربازنمایاندن رازها و رمز های فرهنگ این سرزمین باشد.
نسل امروز ما باید بدانند : که ایمانا کی بیدیم و سی چه، چی نو، وا بی !!؟.......
از بس ننوشتیم ،خونبهای خدمتمان به نام دیگران! ثبت شد .چرا ننوشتیم... چرا ننویسیم ؟!
چرا ننویسیم ،جوانان ماباید بدانند:...می شود دو باره  سردارها و سعدی هایمان در کهکشان فرهنگ گیتی بدرخشند...این وبگاه که گلچینی از این دانشنامه بزرگ است با این باور،هشتمین سال آغازِ کارخود را جشن می گیرد (1394/4/4 ).

بخش های وب سایت WWW.DAWAR.IR
بانک زندگی نامه و آشنایی با آثار چهرگان و نخبگان قوم بختیاری
بخش آرشیو عکس و اسناد و فیلم قوم بختیاری  (ایجاد آرشیوی با 12000 عکس  و فیلم )
راه اندازی بانک کتاب و مقالات  واسناد بختیاری
بخش شعر و ادب بومی بختیاری (جمع آوری بیش از 5000 بیت از شعرهای بومی )
فرهنگ جامع واژگان  و زبان بختیاری و فرهنگهای واژگان ویژه
بخش آوا ها و نوا های سرزمین بختیاری (موسیقی)
بخش آفرینه های هنری بختیاریان (سازه های فلزی وسنگی و سفالی و هنر بافته ها و دوخته ها)
بخش ثبت مستندات بختیاری –B.D.P- (ثبت و ساماندهی آثار هنری و قلمی فرهیختگان بختیاری)
بخش تاریخ و میراث فرهنگی  سرزمین بختیاری ()و....امروز این وبگاه به جایگاهی رسیده که علاقمندان فرهنگ و تمدن قوم بختیاری ، اطلاعات و مقالات و آثارشان را باری ارائه به آن واگذار کرده و یا از آن می طلبند. 

  ما تشی وا کردیم  ایسا، بلازس بکنین... مدیر سایت : الف – مقصودی

 
 
 

اسب در فرهنگ ایرانی ….. نویسنده: دكتر اردشیر صالح پور

 اسب در فرهنگ ایرانی

نویسنده: دكتر اردشیر صالح پور

اسب از ریشه «اس» به معنی دونده و تیزتك است. زیرا اسب تیزتك ترین جانور اهلی است. ریشه واژه سواری هم در واژه اسب است و در اصل اسب باری بود كه بر اثر تحولات زبان شناختی به مرور زمان به صورت سواری درآمد.» (۱)

اسب كه آن را نمادی از نجابت و زیبایی ذكر نموده اند یكی از پرنقش ترین و اصیل ترین حیوانات اهلی در دنیای اساطیر ایران باستان به شمار می آید.
ایرانیان باستان همان گونه كه برای خود و خانواده خویش از اهورا مزدا طلب نیكی می كردند، برای اسب خود نیز نیرومندی می خواستند. در اوستا از اسب به عنوان یكی از برگزید ه ترین حیوانات نام برده شده و حتی برای معالجه و نیك نگاهداری از آن نیز دستوراتی آمده است(۲) و این نشانه ای از پاكی، اصالت و اهمیتی است كه در فرهنگ ایرانی برای این حیوان قائل بودند. اهمیت اسب در دنیای اساطیر ایران تا به آن اندازه است كه هر ایزد دارای گردونه های زرین و اسب های تیزتك بود. همچنین در «یشت »ها نیز است به قربانی كردن اسب این گونه اشاره شده است:

«از برای ناهید، هوشنگ پیشدادی، در بالای كوه هرا (البرز) صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند فدا كرد و از او خواست كه در همه كشورها بزرگترین پادشاه گردید.»(۳)
حضور اسب در فرهنگ و تاریخ كهن ایران در جلوه های گوناگونی متجلی است. آن گونه كه بیشتر كتیبه ها، سنگ نبشته ها، الواح سیمین و زرین دوره هخامنشی گواه اهمیت و توجه خاص به این حیوان زیبای اساطیری است و در كتیبه های گلی دوره داریوش نیز نام اسبهای عالی كشور ایران عنوان شده است.

اسب همچنین در فرهنگ اسلامی نیز مقام و جایگاه ویژه ای دارد.

 

این توجه و اهمیت به اسب، به دامنه موسیقایی اقوام مختلف ایرانی نیز نفوذ كرده است و از آنجایی كه اسب و سواركاری در زندگی و فرهنگ مردمان نواحی مختلف ایران اهمیت و كاركرد ویژه داشته و این حیوان همواره در جنگ ها و سور و سوگ ها بهترین همراه و همدم مردمان بوده است، بخشی از مقام های مهم در موسیقی برخی از اقوام ایرانی به جلوه های حضور و نقش زیباشناسانه اسب اختصاص یافته است.
آنچه در این پژوهش مختصر می آید نگاهی است گذرا به حضور زیبا و پراهمیت اسب در آواها و ترانه های اقوام مختلف ایران:

اسب در پهنه ادبیات و فرهنگ قوم تركمن از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است و در زندگی مردمان این سرزمین نقش مهمی را ایفا می كند.
مردمان تركمن به اسب عشق و علاقه وافری دارند. آنان برای این حیوان زیبا و كارآمد پوشش های مخصوصی همراه با زیورآلات كه گاه نیز به آب طلا مزین شده است، تهیه می كنند كه این خود نشانگر از عشق و اهمیت و توجه خاص مردمان سرزمین تركمن به اسب است. اسب برای مرد تركمن به منزله همسفر و همدم به شمار می رود، آنان می گویند:
آت آدمینگ قاناتی دیر     (اسب بال و پر انسان است)

در فرهنگ موسیقایی قوم تركمن نیز توجه و اهمیت به اسب به زیبایی تمام نمود یافته و جلوه گر است. آن گونه كه یكی از مقام های موسیقی پررمز و راز این سرزمین، مقام «آت چاپان» است كه درباره اسب و چابك سوار سخن می گوید. در این مقام موسیقایی صدای سم اسب بر اثر برخورد با پنجه نوازنده بر روی كاسه دو تار به وضوح شنیده می شود و ناله های حزن انگیز كمانچه یا «قیچان» و حركات آرشه صدای وزش باد را در دشت های پهناور تركمن برای شنونده تداعی می كند. (نكته جالب توجه اینكه در گذشته، آرشه كمانچه تركمنی را از موی یال و یا دم اسب می ساختند و این نیز یكی از طرق بهره مندی از این حیوان كارآمد است).

مرد تركمن از تداوم صدای موزون و متنوع سم اسبان بهره برده و از این طریق بخش موسیقی سازی این سرزمین به این امر اختصاص یافته است كه عبارتند از:

مقام جنگه را Jangara یا سوار بازی یا سوار هو:

این مقام یكی از كهن ترین مقام های حماسی در موسیقی لری است كه همراه با نوای سرنا و دهل اجرا می شود.
در گذشته این مقام موسیقایی در هنگام جنگ برای ایجاد روحیه و ترغیب و تشویق جنگاوران نواخته می شد و سپاهیان جنگاور با نوای مقام «جنگه را» در هم آمیخته و نبرد اوج می گرفت.
اناران مشكنتیوكی ایما انار حریم
سوزكیاونه زین كنیتو ایمانیش عروس بریم
Anaran maskanito ky eima anar harim
Soz kiyarane zin konito eimnis aros barim
(انارها را مشكنید ما كی انارخور هستیم؟ اسب سبزه كبود رنگ را زین كنید ما می خواهیم عروس را با خود ببریم)

در لرستان، در مراسم عروسی هنگامی كه عروس را به خانه داماد می آورند، مقام «جنگه را» نواخته می شود و در این بین سواران با انجام حركاتی خاص كه در گویش محلی به «قیقاج بازی» معروف است، شادی و هیجان خاصی را به مراسم می بخشند.*

حركات سوار و اسب آن در برابر واكنش به نوای تهییج كننده سرنا برای هر تماشاگری جذاب و دیدنی است. این مقام بیشتر حالتهای چهارگاه را تداعی می كند.
در این هنگام مادر عروس مقداری تنقلات محلی را كه شامل كشمش، گندم بو داده و گردو است به جای شیرینی به سواران، «قیقاج باز» می دهد. در ادامه این مراسم عده ای از اسب سواران در فضای باز جمع شده و به دنبال مرغ، خروس، گوسفند و بز یا در مقابل سنگ و نشانه ای به تیراندازی می پرداختند. در گذشته های پیش تر، «مقام جنگه را» پس از مقام «شاره را»(۶) نواخته می شد.

آن گونه كه ذكر شد مقام «جنگه را» به مقام «سوار هو» نیز معروف است. علت این نامگذاری آن است كه این مقام هنگام بازگشت و فراخواندن سواران از میان صحنه نبرد و جمع آوری سپاه به دستور بزرگان قوم پس از پایان یافتن جنگ و نبرد میان سپاهیان نواخته می شد. در اصطلاح محلی به آن «هو كردن سواران» نیز می گویند.

مقام پاكتلی: pakotali

اسب كش یال بوریت نواسووارش
تك سوار لرسودنی دیارش
Asbekas yal borit nua sowares
Tak soware loveso de ny dyares
(یال اسبش را ببرید، مبادا كسی برآن سوار شود. چرا كه تك سوار لرستان دیگر پیدایش نیست).

در لرستان هنگام مرگ بزرگان اسب متوفی را سیاه پوش كرده گردنش را با پارچه سبزرنگی كه به آن «یال پوش» می گویند، می پوشانند و هنگام حركت «كتل» (اسب سیاهپوش متوفی) از منزلگاه به سوی غسالخانه مقام «پاكتلی» نواخته می شود.
درباره وجه تسمیه این مقام نیز می توان اذعان داشت كه از آنجایی كه این مقام موسیقایی در پای «كتل» نواخته می شود به این نامیده شده است.

خراسان:

در خراسان اسب مورد توجه خاص مردمان این سرزمین پهناور است . در منطقه شمال این استان و تا حدودی سبزوار نمایشی موسیقایی به نام «نمایش اسب چوبی» اجرا می شود. این نمایش ریشه های قوی حماسی و اسطوره ای در خود نهفته دارد و موسیقی جزو لاینفك آن به شمار می رود.

در نمایش موسیقایی اسب چوبی، رقصنده یا چوب باز در حالی كه شمشیری به دست دارد در داخل اسب چوبی قرار می گیرد و با نوای سرنا و دهل نوازندگان محلی به حركات نمایشی خاصی می پردازد.

در این نمایش موسیقایی، اسب چوبی با پارچه های رنگارنگ تزئین و پوشیده شده است و رقصندگان یا چوب بازان، گرداگرد اسب چوبی با او به چوب بازی می پردازند.

نمایش اسب چوبی معمولاً در مراسم عروسی، اجرا می شود و نحوه اجرای آن بدین صورت است كه عروس سوار بر اسب در یك سو و داماد نیز سوار بر اسبی دیگر در مقابل هم قرار می گیرند و سیبی را به سوی یكدیگر پرتاب می كنند. سیب به هر سو كه برود، اسب چوبی و رقصندگان نیز به آن سمت حركت می كنند.

در این نمایش معمولاً اسب سفید نماینده خانواده عروس و اسب قرمز نماینده خانواده داماد است. در نمایش نمادین و طنزگونه نزاعی میان دو خانواده عروس و داماد درمی گیرد كه در نهایت سواران در داخل اسب با یكدیگر به نبرد می پردازند.

كردستان:

مراسم اسبدوانی در سرتاسر روستاها و دشت های استان كردستان با آیین و مراسم خاص در اعیاد و آیین های ملی مردم انجام می شود. این مراسم با نوای سواران كه از ریتم تندی برخوردار است همراهی می شود. در مراسم عروسی، هنگامی كه عروس را با اسب به خانه داماد می برند، نوای سواران با ریتمی آرام و ملایم اجرا می شود.

در كردستان همچنین مقام سوار ـ سوار نیز اجرا می شود كه نحوه اجرای آن بدین صورت می باشد:
با آغاز فصل پاییز در مناطق عشایری «گوران» و «قلخانی» و در كوهپایه های«دالاهو» مردمان پرتلاش این مناطق جشن خرمن و برداشت محصول برپا می كنند.
این جشن در واقع بزرگترین جشن تقویم زندگی عشایری مردمان كردستان است كه برای خیر و بركت محصول برگزار می شود.

جشن خرمن، در جوار قدمگاهی روبه دشت برگزار می شود. در روزهای برگزاری این جشن كه در ماه مهر است بر فراز صخره ای پرچم هایی به رنگ سبز، سفید و سیاه افراشته می شود كه تماشاگران را راهنمایی می كند.

در این هنگام نوای ساز و دهل در تمام دشت می پیچد زنان دیگ های غذای نذری را روی اجاق می گذارند و جوانان به داوری و پیران و ریش سفیدان به خط می ایستند و به اسبدوانی می پردازند. به همراه تاخت اسبان، نوازندگان محلی مقام سوار - سوار را می نوازند.

بختیاری:

حضور اسب در فرهنگ عشایر بختیاری به عنوان عنصری مفید و یاریگر به هنگام سور و سوگ نمود عینی بسیاری دارد و به واسطه همین حضور و اهمیت است كه اسب هم در موسیقی سازی و هم در موسیقی آوازی بختیاری جلوه ای زیباشناختی و مستمر دارد.
در انواع آوازها و ترانه های بختیاری به كرات از اسب یاد شده است آنگونه كه در نغمه های عروسی یا «دوالالی» dovalali آمده است:
اسب بور آفلونی بیست و چار میخ ایخوره
سوار و ابید آقا دوماد چی شاهین درایخوره
Asbe bore afeloni bist-o-car mix eixore
Sovar vabid aqa domad ci sahen der eixore.
(اسب زرد رنگ آقا فلانی برای نعل كردن بیست و چهار میخ می خورد، آقا داماد بر آن سوار شده و همچون شاهین می چرخد).
اسب در سوگچامه های بختیاری نمود بیشتری دارد. بسیاری از ادبیات سوگواری به اسب متوفی اشاره ای مستقیم گونه دارد. برای مثال:
ای ددوم سی خاطرم بگو زدنگم
یكی زاسبم بگو یكی زتفنگم
Ay dado si xaterom bego ze dagom
Ayki ze asbom bego ayki ze tofangom
(ای خواهرم، به خاطر من، یكی از ویژگی های اسبم را بگو یكی از ویژگی های تفنگم)

در بخش آیین های سوگواری ایل بختیاری نیز اسب حضوری چشمگیر دارد. در آیین «كتل» kotal اسب شخص متوفی را سیاه پوش كرده و تفنگ و فشنگ و حمایل او را به اسب آذین می بندند. در این هنگام یكی از مردان ایل افسار اسب را در درست گرفته و با نوای «ساز چپی»* آرام حركت می كند و سوگواران نیز با خواندن مرثیه یا در اصطلاح لری «گاگریو» gageriv او را همراهی می كنند. در بختیاری گاه به هنگام سوگ، یال اسب متوفی را به نشانه عزا می برند(۷).

در بخش موسیقی سازی بختیاری، مقام «سواربازی» از جمله مقامات حماسی است كه توسط «توشمال»(۸)ها نواخته می شود و اسب ها با نوای ساز و دهل بر سرعت گام های خود می افزایند و واكنش های ریتمیك زیبا و متناسبی را از خود نشان می دهند.

در بختیاری گاه «سواربازی» جنبه تفریح و سرگرمی نیز به خود می گیرد و مردان ایل، در مراسم شادیانه ها به ویژه عروسی ها، به این امر می پردازند. در گذشته های نه چندان دور در بختیاری، سواركاری همراه با نیزه بازی صورت می پذیرفت و سواركار به همراه اسب های تنومند خویش در حالی كه هر یك نیزه ای در دست داشتند به نیزه بازی می پرداختند.

مردان ایل تعدادی تخته خیس شده را به یك اندازه در صفوف حركت سواركاران قرار می دهند به طوری كه هر سوار بتواند با نیزه به آن تخته ها ضربه بزند و چنانچه بیشترین نیزه را به همراه خود ببرد، به عنوان بهترین سواركار ایل معرفی خواهد شد.

قبل از اجرای مراسم سواربازی با نیزه، ابتدا هركدام از سواران به حركات نمایشی انفرادی پرداخته و از این طریق هنر سواركاری خویش را به نمایش می گذارند، سپس «توشمال»ها با ساز و دهل مقام «سواربازی» را می نوازند و اسب ها نیز با شنیدن صدای شادی بخش ساز و دهل، همراه با رقص پاهایی ریتمیك كه بسیار دیدنی و جذاب است، به وجد و تهییج می آیند.

گیلان:

در غرب گیلان در منطقه تالش مراسم اسبدوانی همراه با دف یا «دپ»نوازی برگزار می گردد. در این مراسم اسب ها با ریتم دف به شدت تهییج شده و حركات بسیار دیدنی و جالب توجهی از خود نشان می دهند.

سواحل خلیج فارس و دریای عمان:

در جزیره قشم نمایش های موسیقایی ، كه همگی ریشه كهن ایرانی دارند، به اجرا درمی آید. در این گونه نمایش ها بازیگران با استفاده از لباس هایی با ماسك حیوانات به ویژه اسب با همراهی سازهای رایج در حوزه جنوب ایران و با به كارگیری متناسب از ریتم موسیقی حركاتی را به صورت گروهی ارائه می دهند و از این طریق مفاهیمی را به تماشاگران القا می كنند.

در یكی از این نمایش های موسیقایی كه با همراهی سازهای نی جفتی، دهل، كسر و پیپه اجرا می شود، یك نفر ماسكی شبیه سر اسب می پوشد و چند نفر دیگر به همراه او خم شده و شمایل یك اسب را می سازند و از خود حركاتی طنزآمیز به نمایش می گذارند.

نمایش دیگری كه در جزیره قشم به اجرا درمی آ ید، نمایش «پیرمچكی»(۹) است كه معمولاً با همراهی اسب اجرا می شود. در این نمایش یك نفر نقش «پیر» را ایفا می كند.
در نمایش «پیرمچكی» كه با وجود حروف پ و چ در نامش ریشه ای ایرانی دارد، نیز از سازهای منطقه استفاده می شود.

منابع:

۱ـ اوشیدری، جهانگیر، دانشنامه مزدیسنا: واژه نامه توضیحی آیین زرتشت، ذیل«اسب».
۲ ـ پورداود، فرهنگ ایران باستان
۳ ـ مجله هنر و مردم، شماره بیستم، دوره جدید، خرداد ۱۳۴۲.
۴ ـ ترجمه قسمتی از شعر مخدومقلی فراغی شاعر تركمن (۱۱۱۳ـ۱۱۶۳ هـ . ش)
* - شاید به همین علت نیز نام دیگر این مقام «سوارانه» می باشد.
۵ ـ مقام شاره را می توان كلمه «شاره» به معنی شهر دانست و مجموع تركیب «شاره را» را به مفهوم راه شهر تعبیر كرد، زیرا در گذشته به هنگام نبرد با غارت شهرها با نواختن این مقام حمله به شهرها آغاز می شد.
* - نوای سوگواری كه در دستگاه چپ نواخته می شود.
۶ ـ در شاهنامه حكیم فردوسی نیز به این رسم اشاره شده است.
پشوتن همی رفت پیش سپاه
بریده فش و دم اسب سپاه
كه اشاره است به بریدن دم و فش اسب قیرگون اسفندیار در سوگ وی
۷- توشمال Tosmal نوازندگان محلی بختیاری
۸- Pir-mocek

 

نظرات   

 
#4 Guest در تاریخ: جمعه 17 مهر 1394 ، ساعت 02:07 ب ظ
این نظر توسط مدیریت حذف شده است.
 
 
0 #3 غلامرضابساککاظمی در تاریخ: سه شنبه 10 دی 1392 ، ساعت 11:10 ق ظ
باسلام بسیارخوشوقتم که ازاین همه اطلاعات ودانش استاد بزرگوارجناب اردشیرخان بهره مند هستیم خداوند این اسطوره دان فرهنگ مان را تندرست نگهداردوای کاش ایل ماچندین وچند اردشیرگونه می داشت تاازتاراج وتخریب هویت فرهنگی مان میراثی درخوربرجای می گذاشت تاآنچه راهست وبایدباشد به ثبت برساندوما ند گار نماید.زیراکه افرادعشیایر
وروستایی عزیزمان تمام آثارهویتی مان راازاعماق گورهای پدران وامامزاده ها واماکن باستانی مان درآورده ودرقبال پشیزی تقدیم غارتگران بی هویت نموده تازینت مستندموزه های دیگران شود.خداوندمارا بی نیاز پدران ونیاکان نیازمندحرمت نماید.
نقل قول
 
 
#2 Guest در تاریخ: شنبه 13 مهر 1392 ، ساعت 02:07 ب ظ
این نظر توسط مدیریت حذف شده است.
 
 
+2 #1 هي جار در تاریخ: پنج شنبه 07 شهریور 1392 ، ساعت 08:06 ب ظ
درود
چندي پيش پيرمردي را ديدم كه شهنامه را مي خواند و شهنامه را مي فهميد با او كه از پيشينيان بسيار ميدانست به سخن اندر شدم و چه زيبا ميگفت رازها و رمزهاي زندگيمان،بختيار ي را و هويتمان تاريخ ايران كهن را اما در گفتار شهنامه در ميان حرفهايش به رفيق قديمي اش به نام اردشير بارهاي بار اشاره ميكرد و از دانسته ها و ذكاوت و استاديش سخن به ميان مي آورد و بسيار شيفته اين مرد بود و من شهرت رفيقش را جويا شدم كه با تبسمي جالب كيف قديمي خود را باز كرد و كاغذي را از ميان كتابهايش به من نشان داد كه روي آن نوشته بود"اردشير صالحپور" گفتمش كه ايشان را ميشناسم بسيار اصرار داشت كه سلامم را به ايشان برسانيد و بگوييد كه پاهايم ياري نميكند وگرنه شما را پيدا ميكردم و خدمت مي رسيدم و بگوييد كه "مو هنني همو پيا قديميم و نشتم روزگار خوارم بكنه".......... اكنون اگر شما رفيق قديمي اين پيرمرد را ديديد و او را ميشناخت، سخنان "ملا علي آقا"90ساله را به ايشان برسانيد.
سپاس.
با سپاس و سلام
پیام شما را به استاد صالحپور می رسانم
نقل قول
 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

ورود به سایت

تازه‌های دانشنامه

حدیث

امام صادق (سلام الله علیه) : صَلاةُ مُتَطَيِّبٍ أفضَلُ مِن سَبعينَ صَلاةً بِغَيرِ طيبٍ. نماز شخص خوشبو برتر از هفتاد نماز بدون بوى خوش است. الصلاة: ص 51 ح 148

حاضرین در سایت

ما 10 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم